نامه های مامان

[عنوان ندارد]

تنها یاد خدا ، آرام بخش و تسکین دهنده قلب هاست...آرومم کن بهترینم مهربانم...   رحم کن به چون منی،      که سرمایه اش امید و سلاحش گریه است...                                ... اِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجاءُ وَسِلاحُهُ الْبُكاءُ...          دوست دارم بهترینمممممممممممممممممممممممممممم:************      تو به من رحم میکنی ...میدانم...میدانم.... +سلام خدای مهربونم...امشب آمپول دارم..ازت ممنونم خدا.. هفت سالگی اخرین باری بود که آمپول زدم ..تا امروز...شاید خنده دارباشه..ولی چون خیلی میترسیدم مامان نمیبرد بهم بزنه.....وامروزدارم میزنم...اینواینجا نوشتم تا همه بدونن توچقد بهم محبت کردی تاحالا..چقد...
30 بهمن 1391

[عنوان ندارد]

واگرخدابخواهد به  همین سادگی سختی ها ودلتنگی ها تمام میشوند... بلاخره فرنوش  بعد ازسال ها وفرشته شدن دوتا ازبچه هاش ( پسری به اسم فربد ویک فرشته کوچولو که هنوزجنسیتش مشخص نشده بود ) مادرشد ودخترکوچولوش آنوشا رادرآغوش گرفت ..البته یک ماه زودتر اومده بغل مامانش این دخمل ما.....مبارکه دوستم ...الهی همیشه شاد وسلامت برای هم بمونید...اینم عکسشه ..قربونش بشم ناناسمو..ماشالله ..الهی شکرت....بازاین آیه ازقران به یادم می ادکه .. ان مع العسریسری... .قطعا همراه هرسختی اسانی است..قطعا...داره روزهایی که تازه فرشته هاموازدست داده بودم یادم میاد که روزی چندباربه وبش می امدم وبا نوشته هاش گریه میکردم..چه روزهایی بود..!  + ...
28 بهمن 1391

[عنوان ندارد]

  خدایام خودت حاجتمو میدونی...قربون محبتت قاضی حاجاتم ... خدایا صبر تو زیاده و صبر این بندت کم...مهربونم خوشگلم زودتر بهم ببخش حاجتمو... حکم کن به برآورده شدنش که این پیش کارای بزرگ تو هیچه هیچه...خدای مهربونم مطمئنم دستامو خالی بر نمیگردونی...مگه من جز تو کیو دارم؟!ازکی بخوام خدا!؟ به کی التماس کنم؟!به کی امید داشته باشم؟! کی ازتو بیشتر خواسش بهمه...کی اندازه ی تو عاشقمه؟! کی اندازه ی تو بخشنده ی مهربونه؟!خدایا خواهش میکنم عزیزم به پاکیه حضرت محمدت قسمت میدم...به بزرگیت...به عزتت...دستامو خالی برنگردون...خدایا همه چشام به توئه...به دستای تو...به معجزه ی تو...من ودوستای منتظرم رو بیشترازاین منتظر نذار... الهی فَبــِعِزتــِکَ...
25 بهمن 1391

[عنوان ندارد]

حال من مثل گل سرخی است که دربوران امتحاناتت سرش رامحکم چسبیده که نکند گلبرگ هایش رابادببرد ..درهمان حال شاد است ومیخنددومیرقصد که نکند کم بیاورد.نکند گل های دیگر باغ به او کله کچلش یا به این که هنوز غنچه ای نداردبخندند.....من باتومیرقصم ومیدانم روزی امتحان مرا تمام میکنی ..ازت ممنونم وشکرت میکنم که امتحان سخت تری ازمن نگرفتی ....شکرت خدایا که خودم وخانوادمم سلامتیم ومارابا مرگ ومریضی  امتحان نکردی.....شکرت...من توروشاکرم خدای خوبم......بخودت قسم شاکرتم ..ممنونم خدای مهربونم ...اگر تمام زندگیم سجده ات کنم وتوروشکرکنم کمه خداجوووونم ..آه ...خدایا این تاخیرکه امتحان نیست .این لطفه ..خدایا منوببخش ..خدای نکنه نعمت هاتوازم بگیری ....شکرت خدای من ...
22 بهمن 1391

آن عابری که زیر باران می خندید ، من بودم

سلام ارامش ابدی من ..!!!سلام ای که دردل های انهایی که توراصدامیکنند..انهایی که تورامیخوانند جای داری !ای عجیب قشنگ !دوباره صدایت میکنم ...خوشابحال انان که نیازخود رابه تواحساس میکنند..زیرا ملکوت آسمان ازآن ایشان  است...دوستت دارم ...خدایا توخودت بهترارمیدانی این روزها چم شده ..دچارروزمرگی شده ام..روزهایم به سختی میگذرد ...وتوخودشاهد براین روزهای منی ...کورسوی امید را هنوزمیبینم از وقتی که یکی از آشنایان همسری را برایمون فرستادی تا به خاطرکمکی که همسرم بهش کرده بود تو یکی ازدارو خانه های تهران  بتوانه آمپول راپیدا کنه...ازت ممنونم خدای مهربان ..مرسی که هوامو داشتی ..خداجون !دوست داشتم تعدادبیشتری بود تا به بقیه دوستای کلنیک که منتظر آمپول هست...
22 بهمن 1391

[عنوان ندارد]

خدایا من حواسم به همه هست به جز تو پس تو هم حق داری، حواست به همه باشه به جز من . .    دوست جونیاممممممممممم...خوبین؟ چراانقدرعمرشادیهام کمه؟تامیرم یکم شادبنویسم میخوره توذوقم.. آهنگ وبم روهم عوض کردم...چرانمی تونم شادباشم...چرا هیچی نمیتونه خوشحالم کنه .. زود زودتشریف ببرین ادامه مطلب لطفا این ماه هم از خانوم هایی که مامان شدن جاموندم اکشالی نداره!!! ....پری جون بعدازکلی نازکردن تشریف اوردن...آخه مگه مرض داری سربه سرم میذاری.. میخوام بیای نمیای ..میخوام نیای میای ..!!!! فک کنم مال استرس بود پری نمیشدم..خوب بود حالا آزمایش دادم منفی بود وگرنه همینطوری توهم میزدم که حامله ام...دیشب به همسری داشتم میگفتم یه...
18 بهمن 1391

درانتظارمعجزه

 از امروز به بعد باید یاد بگیري در زندگی ات جائی را برای حضور خدا فراهم نمائی .  تو برنامه ریزی می کنی ، نقشه می کشی و هزار طرح و برنامه دیگر ، که امری اتفاق بیافتد..   ولی فراموش کرده ای جائی برای او آماده سازی تا هر زمانی که خواست و اراده کرد وارد زندگی ات شود .  هیچوقت انتظار نداشته باش که خداوند به صورت خارق العاده و حیرت برانگیز وارد زندگی تو شود و معجزه کند بلکه همیشه در جستجوی او باش . روش ساختن جا و مکانی برای خدا در قلب و زندگی ات این است که در انتظار آمدنش در هر مکان وزمان باشی . لازم نیست چقدر تو خدا را می شناسی ؛ درس مهمی که می توانی یاد بگیری اینست که او قادر است بطور ناگهانی و یا هر وقت که بخواهد  ...
18 بهمن 1391

هرشب یک دعابرای یک دوست منتظر2

خدای مهربانم سلامممممممممممم سپاس خدایم را ، که معجزه هایش درراه است و هم اکنون از بهترین راهها دارد. به من میرسد... امشب میخوام برای یثناجون  دعاکنم.. میشه بهش کمک کنی خداجون ..میشه اگه به صلاحشه زودتریه فرشته کوچولوبهش ببخشی تاآروم بشه ..تا مراقبش باشه ..تامااااااادرش باشه ..؟آه خدایا..چه اسم زیبایی است کلمه مادر؟!!! الهی فَبــِعِزتــِکَ استَجـِب لی دُعائی و بَلِغني مُنايَ و لا تَقطَع مِن فَضلِكَ رَجائي...  خدايا به عزت خودت دعايم مستجاب كن و مرا به آرزويم برسان و از فضلت نااميدم مگردان...    +آهنگ وبو از وب نفسی به سرقت بردم.. نمی دونم این نفسی نبود من چه میکردم از قحطی آهنگ وعسک وشکلک ؟؟؟ ..هه ..خداجووونم نفسی روحفظش کن ...
17 بهمن 1391

یک دعا هرشب برای یک دوست منتظر1

خداجونم سلام ..من دوباره اومدم بادستهایی که همیشه به سمتت بلنده...خدایا..امشب میخوام برای دوستم شیما ..نویسنده وبلاگ زندگی رویایی من دعاکنم.چون خودم  اسفند... یکسال ازساخت وبلاگم خواهد گذشت  .داشتم سالهایی که شیما  وب داشته ومنتظربوده رونگاه میکردم..خدایا میشه امشب بغلش کنی ..میشه امشب دستاشوبگیری وبلندش کنی ...میشه اونوبه آرزوش برسونی؟خدای مهربونم ...میدونم که شعله ایمان رودوباره تودلش روشن میکنی ...میدونم که به زودی براش معجزه میکنی ..معجزه کن خدای معجزه گرم ..ای وها ب من..ای قاضی حاجات من .. یا ذو الجلال و الاکرام...دستات همیشه تو دستام باشه و من ودوستای منتظرمو از بهترین طریق به آرزومون برسون    لاحول و لا قوه الا بالله العلی و ال...
16 بهمن 1391